استرس و اضطراب دو واکنش هیجانی, یکی طبیعی و دیگری خطرناک!

 شما کدام یک را بیشتر تجربه میکنید؟

(استرس و اضطراب) استرس عموما ناشی از فشارهای روزمره ماست که میتواند به دلیل فشارکارو مسیولیتهای فردی و اجتماعی ایجاد شود. اما وقتی که شدت این استرس بالا میرود ,میزان آزاد شدن هورمون های کورتیزول و آدرنالین هم تحت تاثیر قرار میگیرد و کارکرد بدن از تعادل خارج میشود.

اتفاق بد بعدی این است که با بالا رفتن سطح هورمون کورتیزول, به مغز اعلام وضعیت اضطراری میشود در نتیجه؛ سیستم دفاعی بدن فعال میشود و بدن مثل یک جنگنده همه ابزار فرار و محافظت از شما را در کسری از ثانیه آماده میکند.

حالا وقتی که این خطر واقعی است و شما واقعا در معرض خطر هستیداین فعل و انفعالات شیمیایی و واکنش بدن بسیار عالی و بخشی از خلقت خارق العاده بشر است.

پس اشکال کار کجاست؟

تصور کنید که شما بر روی مبل خانه تان لَم داده اید و مثلا تلویزیون میبینید؛ امابه شدت مضطرب هستید و  استرس دارید. خب در این شرایط ذهن شما نمیتواند تشخیص بدهد که خطر ی واقعاً شما را تهدید نمیکند.

در نتیجه بر اساس هورمونهای استرس و اضطرابی که در بدن شما آزاد شده است:

  • میزان فشار خون و ضربان قلب بالا میرود
  • ماهیچه ها سفت میشوند
  • خون در دستها و پاهای شما به شدت جریان پیدا میکند

همه این واکنشها بدین منظور رخ میدهد که شما بتوانید با قدرت هر چه تمامتر از محدوده خطر فرار کنید اما نکته مهم اینجاست که شما روی مبل خانه تان و در امنیت کامل نشسته اید و در اصل پیغام اشتباه به مغز تان ارسال شده است.

حالا اگر شما بطور مداوم استرس و اضطراب را تجربه میکنید پس بدنتان بصورت ۲۴ ساعته در وضعیت خطر و آماده باش قرارگرفته است.

در این شرایط چه اتفاقی برای بدن می افتد؟

وقتی به بدن اعلام خطر شده و یا به عبارتی آژیر خطر در مغزتان روشن شده است طبیعتا الویت مغز فقط محافظت از شماست و ریتم منظم بدن مثل هضم غذا ,گوارش ویا خواب از برنامه مغز حذف میشود تا وقتی که وضعیت سفید و امنیت کامل برای مغز محرز شود.

که این وضعیت سفید تنها با پایین آمدن سطح استرس و اضطراب و اُفت هورمون کورتیزول در بدن اتفاق می افتد.

با این توضیحات حالا احتمالا دلایل بیخوابی یا سیستم گوارشی مختل شده ی فرد مضطرب کاملا برایتان قابل درک شده است.

به این ترتیب همان استرسی که اتفاقاً وجود آن در مواقع خط بسیار مفید هست و میتواند ما را از آسیبهای احتمالی محافظت کند، اگر مدیریت نشود میتواند به یک مزاحم همیشگی تبدیل شود و اینجاست که در طولانی مدت سروکله علایم اضطرابِ مزمن نمایان میشود.

—————————————————————

بیشتر بخوانیم :

حالا سوال این است که چطور میشود استرس را از اضطراب مزمن تشخیص داد؟

اضطراب احساس دلهره و ترس مداوم از چیزهایی است که در اکثر مواقع وجود خارجی ندارد و فقط میتواند یک احتمال باشد.

کسانی که بطور مداوم تحت فشار فکرهای منفی و نگران کننده هستند و یا همیشه منتظر وقوع یک اتفاق بد هستند قطعا در تله ی اضطراب مزمن گیر افتاده اند.

اما استرس واکنش طبیعی بدن و ذهن ما در مقابل مسایل و شرایطی است که میتواند ما را بطور موقت ناراحت و یا اذیت بکند. مثل وقتی که برای یک امتحان یا یک مصاحبه کاری نگران هستیم اما پس از گذراندن آن مرحله بخصوص علایم استرس هم بخودی خود از بین میروند.

بطور کلی همه افراد این احساسات را کم و بیش تجربه میکنند، اما بعضی افراد در مقابل شرایط استرس زا حساستر و آسیب پذیرتر هستند. نکته مهم اینجاست که نه استرس و  اضطراب هیچکدام در حد متعادلشان خطرناک که نیست؛ حتا ضروری هم هست، اما مشکل اصلی وقتی آغاز میشود که این اضطراب به صورت مداوم و بسیار فرساینده وجود داشته باشد و باعث اختلال در زندگی روزمره فرد بشود.

شما تصور بکنید که آژیر خطر بی وقفه در ذهنتان روشن است و بدن شما بطور مداوم در حالت دفاعی قرار بگیرد.

در اینصورت خون به جای جریان داشتن در قسمت جلوی سر؛ فقط در پشت سر و ماهیچه های دست و پا جریان پیدا میکند تا به شما قدرت دویدن و فرار از خطر را بدهد.اما بازهم تأکید می کنم، این در حالی است که در واقعیت شما تحت هیچ خطر واقعی ای نیستید. زبان ساده تر،تنها مشکل این است که مغز پیغام اشتباه دریافت کرده است!

مثلا وقتی که شما مدام نگران از دست دادن اطرافیانتان هستید(یا هر اضطراب دیگری) این فکر فقط یک نگرانی غیر واقعی است, اما مغز شما نمیتواند تشخیص بدهد که این خطر وجود ندارد و تنها یک فکر منفی مزاحم است. پس همانقدر شدید واکنش نشان میدهد که واقعا آن اتفاق در حال رخ دادن است.

استرس و اضطراب

حالا اگر ذهن شما تمام وقت در وضعیت قرمز و خطر قرار دارد؛ اولین اتفاق ناخوشایند این است که بدن و ذهن شما به سمت افسردگی یا مشکلات جسمی هدایت میشود که از جمله متداولترین نشانه های اضطراب مزمن میتوان به دل دردهای اضطرابی،خشکی دهان، ضربان بالای قلب، بیخوابی و بدخوابی، خشم، عدم تمرکز،ترسهای غیرمنطقی(فوبیا) و….اشاره کرد.

اگر حالا و با خواندن این مقاله  اطمینان پیدا کردید که دچار اضطراب مزمن هستید، و همه یا تعدادی از این علایم را تجربه میکنید, لازم است که حتما برای کنترل و متوقف کردن این چرخه؛ به سرعت کاری بکنید، تا قبل از اینکه در معرض (استرس و اضطراب) مشکلات جدی جسمی و روحی قرار بگیرید.

چرا که آنچه که از (استرس و اضطراب) خود اختلال اضطراب ترسناک تر و نگران کننده تر است افسردگی های مزمن و بیماریها و اختلالات جدی ای است که میتواند یک عمر زندگی عادی فرد را مختل بکند.

اما خبر خوب این است که امروزه با وجود انواع روشهای مکمل درمانی از جمله روان درمانی، مدیتیشن، مایندفولنس(ذهن آگاهی)و صد البته تپینگ (ضربه درمانی(استرس و اضطراب)) میتوانید به داد خودتان و ذهن فرسوده از اضطرابتان, که تشنه ی اندکی آرامش است برسید.

طبق جدیدترین تحقیقات کلینیکهای بالینی آمریکا،و البته تجربه شخصی ام با بیش از صدها کیس موفقیت آمیز در زمینه اضطراب مزمن، میتوان با اطمینان تایید کرد که امروزه تپینگ یکی از موثرترین راههای درمان اضطراب مزمن میباشد که تا بحال آمار موفقیت ۹۰% آن توسط پژوهشهای معتبر در دنیا تایید و به ثبت رسیده است.

اگر با تپینگ, این معجزه قرنِ حاضر هنوز آشنا نشده اید، تعلل نکنید و از همین امروز به کمک معجزه سرانگشتانتان این آژیر خطر مداوم در ذهنتان را خاموش کنید.

                                                                                                                                                                               مراقب خودتون و روحتون باشید و تپ کردن یادتون نره

                                                                                                                                                                                                              لیلی بختیاری

نظرتان را بگویید

1 × 1 =